من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه، سر خط !
X
تبلیغات
رایتل
نقطه، سر خط !
یادداشت های مهرنوش نجفی راغب 
قالب وبلاگ
پیوندها

و اما قرار بود از سفرم بگویم که تا الان فرصت نشد. البته پیش از هر چیز بگویم که این سفرِ من مانند سفر قبلی ام به انگلیس و اسکاتلند، هیچ ربطی به شورای شهر نداشته و کاملا شخصی و با هزینه شخصی بوده است. (این توضیح به دلیل آن است که یکی از شهروندان عزیز در مطلبی در وبلاگش نوشته بود: نجفی راغب از صدقه سریِ شورا به سفرهای خارجی می رود ... )

در هر حال اینجانب تا کنون هیچ سفر خارجی ای از طرف یا با هزینه دولتی یا شورای شهر و شهرداری نرفته ام.

                                                     ***

 حدود یکماه پیش برای ارائه مقاله و شرکت در کنفرانسی راهی هلند شدم. موضوع مقاله ام درخصوص خشونت پنهان علیه زنان بود که اشاره دارد به خشونت های خانگی. پژوهشی که نشان می داد متغیرهای تاثیرگذار بر خشونت های خانگی یا پنهان چیست. درواقع پژوهشی که با روش spss صورت گرفته و نمونه آماری آن هم زنان شهر همدان بود.

کنفرانس سه روز بود. بعد از کنفرانس، یک روز را اختصاص دادم به دیدن.  هلند کشوری کوچک است و در عرض یک روز، چند شهر آن را رفتم. با ترن رفت و آمد آسانی داشتم. شهرهای آمرسفورت، اوترخت، خُ دا(شهر شمع و پنیر)، آمستردام و روتردام و دِن هاخ یا همان لاهه ی خودمان!. واقعا کشوری زیبا و آرام است. فکر می کنم اگر کسی دنبال یک سزرمین رویایی است می تواند هلند را انتخاب کند.

 همه جا سبز و مملو از گل با رودخانه های بسیار و آسیاب های بادی.


 آسیاب های بادی(مسیرِ آمستردام-بروکسل)


 هلند کشوری ست که از سطح دریا پایین تر است و آمستردام شهری ست که خیابان هایش به وسیله ی رودخانه از هم جدا می شوند. در آمستردام به دلیل رودخانه های متعدد، بیشتر مردم قایق هم دارند و به ویژه در روزهای تعطیل  قایقرانی می کنند.

آمستردام شهر رودخانه ها


کشور دوچرخه است. بیشترین رفت و آمد مردم در همه شهرها با دوچرخه است. همه شهرها مسیر عبور دوچرخه دارند  و زن و مرد و پیر و جوان با سادگی تمام  سوار بر دوچرخه در رفت و آمد هستند. 

مسیرِ  زیبای دوچرخه ای که من صبح ها طی می کردم :)- بگذریم از امنیتی که وجود داشت ...


چند مورد  هلند را با بیشتر کشورهای اروپایی متفاوت کرده. هلند جزِء اولین کشورهایی ست که ازدواج همجنس گرایی در آن به رسمیت شناخته شده. در هلند استعمال حشیش در کافه ها ممنوع نیست و همچنین تن فروشی در آن کاملا قانونی ست. درواقع به نوعی برخی خط قرمزها در هلند وجود ندارد. این معنا نیست که شما امنیت ندارید. امنیتی که شما حتی در شب حس می کنید متاسفانه باید بگویم اینجا(ایران) در روز ندارید. (حقیقت تلخی ست ولی باید پذیرفت تا بتوان راهکارهایی برای بهبود و اصلاح داشت). 

البته هیچکدام از موارد فوق (استعمال حشیش و تن فروشی و ...)مورد تایید اینجانب نیست و به طور مثال گفتم که خودفروشی، قانونی ست.این موضوعِ باعث شد که من به دلیل آنکه مخالف چنین بحثی هستم(تن فروشی)، با فعالان اجتماعی وارد مباحثه شوم. به دلایل متعدد این موضوع برایم قابل قبول نیست و با قانونی بودن تن فروشی مخالفم. چرا که معتقدم قانونی کردن و به رسمیت شناختنِ تن فروشی به نوعی بردگی جنسی را رواج می دهد و ... مباحثی دیگر که فعلا دراین مقال نمی گنجد و در فرصتی دیگر به آن خواهم پرداخت.

 

موزه ونگوگ(که من نقاشی هایش را از همه نقاش های اروپایی بیشتر دوست دارم) نیز در امستردام است. می دانید که ونگوگ، هلندی بوده است. .وقتی هلند را ببینید متوجه می شوید که رنگ های تابلوهای ونگوگ از کجا نشأت گرفته است.



دیوان بین المللی دادگستری_لاهه

اینجا دیوان بین المللی دادگستری (ICJ) در لاهه است. همان دیوان معروف لاهه. جاییکه بیشتر دانش آموختگان حقوق بین الملل دوست دارند از نزدیک ببینندش.  :)

این ساختمان درواقع کاخ ملکه هلند بوده که بعدها در اختیار دیوان قرار داده شده است. دیوان بین المللی دادگستری از ارکان اصلی سازمان ملل متحد است.

 در لاهه(که البته تلفظ هلندی آن دِن هاخ است) ایرانی زیاد بود و از ظاهرشان هم معلوم بود کارمندان سفارت و خانواده هایشان بودند و  عموما هم در فروشگاه های بزرگ لاهه در حال خرید! 

راستی، سوالی که برایم ایجاد شد اینکه مگر دیپلمات ها نباید به انگلیسی مسلط باشند؟ چون متاسفانه در فرودگاه آمستردام دو تا از دیپلمات های سفارت ایران(حال از کت و شلوار چروک و نامرتبشان که بگذریم)حتی از پاسخگویی به سوالات ابتدایی کارمند فرودگاه در خصوص ساعت پروازشان هم عاجز بودند! فقط این امید را دارم که این ها استثنا بوده باشند! :(

لاهه  به دلیل وجود دیوان بین المللی دادگستری و همچنین دیوان کیفری بین المللی، علاوه بر آنکه یک شهر بین المللی است، پایتخت سیاسی هلند نیز هست و سفارتخانه ها در این شهر واقع شده اند.

لاهه یک شهر ساحلی هم هست و ساحل بسیار زیبایی دارد.


در آمرسفورت با لطف یکی از دوستان شرایطی فراهم شد تا بازدیدی از شهرداری و شورای شهر آن داشته باشم. شهردار آمرسفورت بسیار خوش برخورد بود.( روز اول کنفرانس هم حضور پیدا کرد و به همه خوشامد گفت.) 

شهرداری در اینجا هم مانند اسکاتلند بیشتر امور شهر را در دست دارد. از صدور شناسنامه و امور ثبت احوال که من از آن بازدید کردم تا ارائه هرگونه خدمات اجتماعی(که از این بخش هم بازدید نمودم).

شورای شهر هم بسیار قدرتمند است و تقریبا همه امور شهر زیر نظر شورای شهر است. به واقع یک پارلمان کوچک محلی.


اعضای شورای شهر آمرسفورت که فقط 150 هزار نفر جمعیت دارد 60 نفر است. 



آمرسفورت



در هلند رسم براین است که هر کس از مدرسه فارغ التحصیل می شود کیفش را با یک پرچم تا مدتی از سردر خانه اش آویزان می کند. فکر کنید اگر این رسم در ایران رواج داشت، از آنجا که سرعت علم در کشورمان بالاست! و به لطف ازدیاد دانشگاه های ریز و درشت اعم از دولتی و روزانه و شبانه و آزاد و غیر انتفاعی و علمی کاربردی و پیام نور و پاره وقت و مجازی و ... که تند تند هم مدرک صادر می کنند،باید سردر بیشتر خانه های شهر پرچم و کیف آویزان بود و شهر به تاناکورایی بزرگ شباهت پیدا می کرد!!



  یکی از خانه های زیبای هلندی  


نمای زیبای خانه ها با گل. سردر مغازه ها و خانه ها همه با گل تزیین شده اند(مشابه اسکاتلند)


منشور صلح واقع در مجاورت دیوان بین المللی دادگستری در لاهه

دورتادور این منشور نام کشورهایی که تاکنون اساسنامه دیوان را پذیرفته اند نوشته شده است. نام ایران هم در کنار نام اندونزی و عراق درج شده.


یک روز را به بازدید از یک مرکز که به زنان مورد خشونت واقع شده ،خدمات بعد از رفع بحران ارائه می دهد اختصاص دادم. یکی از دوستان به دلیل اینکه مقاله ای که ارائه دادم در این رابطه بود این موقعیت را فراهم کرد تا بتوانم در این رابطه و موقعیت خانه های امن و ارائه خدمات اجتماعی به زنانی که در هلند مورد خشونت قرار می گیرند اطلاعاتی به دست آورم تا بتوانم در ایران به کار گیرم. ولی حقیقتا بعد از بازدید از این مراکز سلامت، به این نتیجه ی تلخ بیشتر رسیدم که درخصوص حمایت از زنان و کودکان مورد خشونت واقع شده و آسیب دیده ،ما کجا و این ها کجا! در این خصوص و وضعیت خانه های سلامت و مقایسه وضعیت ایران و هلند در پست جداگانه ای خواهم نوشت.


از هلند با ترن به فرانسه رفتم. در مسیر، از بلژیک و پایتخت آن یعنی بروکسل گذشتم. در پُست بعدی باز از سفر می گویم.






[ جمعه 28 مرداد 1390 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ مهرنوش نجفی راغب ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره ی من

متولد 14 بهمن 1357 / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، وکیل پایه یک دادگستری، / «چون با نا اهل سخن گویی،سیلی خوری و سخنی که فهم نکنند بر کُفر و دیگر چیزها حمل کنند و هزار چیز از اینجا تولد کند.» سهروردی / ایمیل: mnajafiragheb@gmail.com
بایگانی یادداشت ها
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 568468

  • بازی آنلاین
  • مرکز فروش
  • کارت شارژ همراه اول