من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه، سر خط !
X
تبلیغات
رایتل
نقطه، سر خط !
یادداشت های مهرنوش نجفی راغب 
قالب وبلاگ
پیوندها

این روزها، روزهای دهه ی 60 و اوایل 70 را تداعی می کند. روزهایی که دغدغه، حجاب دخترکان بود و رنگ جورابشان. این روزها در متن اکثر سخنرانی ها در هر جمع و هر موضوعی وضعیت حجاب و بی حجابی خودنمایی می کند، حال می خواهد موضوع اصلی هرچه باشد، باربط یا بی ربط یا سخنران دستی در امور اجتماعی و حقوقی داشته باشد و آگاه به امور باشد یا نه. از معلم و مهندس و روحانی و مدیر کل و نماینده گرفته تا ... . و باید درنهایت لابلای سخنانش بحثی از بدحجابی هم چاشنی صحبت ها کند تا از قافله عقب نماند.

این بار فرافکنی ها، دامن بی حجابی و بدحجابی را گرفته است. بالاخره هر بار باید چیزی باشد تا همه ی مشکلات اعم از اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی، بهداشتی، مالی، روابط خارجی و حتی محیط زیست! را به گردن آن بیندازیم. و دلیل مشکلات را از دشمن گرفته تا خودِ مشکلات که به عنوان عامل مشکلات دیگر و البته عامل همه ی مشکلات دیگر جامعه معرفی می شوند بدانیم. یکبار فقر مالی یکبار اعتیاد و مواد مخدر  و یکبار هم بدحجابی یابی حجابی.و این روزها هم بدحجابی به عنوان عامل همه ی مشکلات عنوان می شود!

چندی پیش در روزنامه خواندم، بر اساس یک تحقیقی که صورت گرفته و آماری که گرفته شده عامل و دلیل 50% از طلاق ها بدحجابی است. و جالب آنکه روزنامه هم آن را به عنوان یک خبر ویژه بُلد کرده بود و البته با وجودی که این مطلب کلی گویی بود و آمار دقیقی نداده بودند اما برای روزنامه و برخی سایت ها به عنوان خبری ویژه تلقی شده بود. شاید به دلیل اینکه بحث روز بوده و می تواند به هر حال دلیل خوبی برای برخوردهای سلیقه ای باشد و متاسفانه سخنرانان مراسم مختلف نیز در سخنرانی ها مرتب به آن اشاره می کردند. البته شاید منظور از حجاب در این تحقیق به مفهوم کلیِ رعایت مسائل اخلاقی برگردد ولی از آنجا که تیتر و عنوان به کار برده شده صرفا بدحجابی بود، کمی جای شک و شبهه ایجاد می کند. به هر حال نمی دانم جامعه آماری این تحقیق چه بوده ولی آماری که من به عنوان یک وکیل که سر و کار زیادی هم اتفاقا با پرونده های خانوادگی خصوصا مشکلات زنان آسیب دیده دارم متفاوت است و نمی دانم چرا اینقدر بین جامعه ی آماری من و آن حوزه محترم فرق وجود دارد. جامعه ی آماری من، موکلان و افرادی است که برای مشاوره به نزدم آمده اند و یا موکلان سایر همکارانم بوده اند. راستش من هیچ فرم آماری تهیه نکردم و به در خانه کسی نرفتم اما بر اساس مراجعاتی که زنان و حتی مردان برای اختلافات خانوادگی شان به من داشته اند در یک جامعه آماری کوچک به این نتیجه رسیده ام. در حقیقت دفترچه ام که همه ی این موارد را برای آمار خودم نگه می دارم کمکم کرد و با مرور این دفترچه به تفاوت آماری که گرفته شده و آنچه واقعا در جامعه هست و برای نمونه به من مراجعه کرده اند وجود دارد پی بردم.

نخست آنکه بیشتر مراجعه کنندگان که مشکل خانوادگی داشتند یا می خواستند برای طلاق اقدام کنند، زن هستند نه مرد. چیزی حدود 70% زن بوده اند. که از این میزان حدود 80% آنان، شوهرانشان به مواد مخدر اعتیاد داشته اند که در برخی بسیار شدید بوده و دلیلی اصلی جدایی، اعتیاد بوده است و در برخی هم دلیل ضرب و جرح شدید و عدم پرداخت نفقه، ترک منزل و غیره بوده که همه هم ناشی از اعتیاد شوهر می باشد. یعنی زنان به خاطر بچه ها و حفظ زندگی و اینکه به قول خودشان دست کم سایه مردی بالای سرشان باشد حتی با وجود اعتیاد مرد، حاضر به ادامه زندگی بوده اند ولی مواد مخدر خصوصا مواد جدید(شیشه، کراک و ...) باعث ایجاد مسایلی دیگر از جمله ضرب و شتم شدید زن و بچه ها توسط مرد، بیکاری و عدم پرداخت نفقه و خرج زندگی، و حتی ترک منزل و مجهول المکان شدن مرد شده بود که دیگر چاره ای جز جدایی برای زن نمی گذارد. در 20 % بقیه هم دلایل طلاق، فساد اخلاقی مرد، بیکاری، سوء ظن شدید و بدگمانی و دخالت های خانواده و  مشکلات جنسی و عدم تفاهم اخلاقی و ازدواج مجدد یا عقد موقت بوده است. درخصوص دلایل مردان نیز برای طلاق همسران، دخالت های خانواده زن در بالاترین سطح قرار دارد و بعد از آن بیماری وسواس زن که خود مشکلات دیگری ایجاد کرده و ازدواج های فامیلی اجباری که حالا به این نتیجه رسیده اند که با هم تفاهم ندارند و یکدیگر را درک نمی کنند و در نهایت عدم تفاهم.

در کل اینکه آماری که من داشتم و اطلاعات اینجانب نشان می داد عمده اختلافات خانوادگی ربطی به با حجابی و بی حجابی نداشته و البته بوده است که تفاوت فرهنگی بین زن و مرد درخصوص رعایت حجاب یا عدم رعایت مشکلاتی را ایجاد کرده اما دلیل اکثر و یا حتی معمول طلاق ها نبوده.    

البته بنده با اینکه مشکلات اخلاقی و فساد اخلاقی در جامعه هست و باید این معضل حل و با آن مقابله شود مخالف نیستم اما با تعابیر سلیقه ای که از مظاهر فساد اخلاقی می شود بحث دارم. ضمن آنکه  همیشه مشکل در این میان  آن است که حاشیه ها را گرفته  و اصل گم می شود.

یک شب با چند نفر از اعضا برای جلسه شورایاری یه یکی از مساجد یکی از محلات محروم شهر رفته بودیم. بعد از جلسه معتمدین محله ما را به منطقه ای بردند و به وضعیتی که آنجا داشت اعتراض شدید داشتند. این منطقه عبارت بود از حدودا 20 خانه آلونک مانند که به ردیف در حاشیه ی منطقه ساخته شده بود. خانه های فسادی که شکارگاه دختران و زنان بی سرپناه و فراری است و محل ارتکاب ده ها جرم پنهان و پیدای دیگر و متاسفانه این موارد و این خانه ها کم نیستند در سرزمینی که سالهاست هر روز دغدغه اش حجاب و عفاف است و مبارزه با بدحجابی را سالهاست تجربه می کند در حالیکه ... مظهر بارز فساد،این خانه هاست. مظهر بارز فساد، قاچاق دختران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و فروش دخترکان ایرانی در بازار فجیره (امارات) است و فاجعه ای ست که بایستی طراحان مبارزه با مظاهر فساد و بدحجابی پاسخ دهند وگرنه برخوردهایی تلخ با دخترکی به خاطر تار مویش یا پرس و جو برای دانستن نسبت افراد درخیابان، شاهکار نیست و جز بدبینی مردم به این طرح و تبلیغات منفی اش، بهره ای برای جامعه نداشته و گره های اصلی را نمی گشاید.

به راستی، کجایِ زمان و جهان ایستاده ایم؟! 

 

 

 

[ جمعه 11 تیر 1389 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ مهرنوش نجفی راغب ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره ی من

متولد 14 بهمن 1357 / کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، وکیل پایه یک دادگستری، / «چون با نا اهل سخن گویی،سیلی خوری و سخنی که فهم نکنند بر کُفر و دیگر چیزها حمل کنند و هزار چیز از اینجا تولد کند.» سهروردی / ایمیل: mnajafiragheb@gmail.com
بایگانی یادداشت ها
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 568360

  • بازی آنلاین
  • مرکز فروش
  • کارت شارژ همراه اول